کد خبر: ۱۲۲
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۶
قطعا من دوست داشتم یک سندیکای کلاسیک مثل همه جای دنیا داشته باشیم. این ایده آل من بود. اما خب اینجا ایران است و با تمام سختی هایش همین انجمن صنفی استانی را هم باید با چنگ و دندان حفظ و حراست کرد. برای همین هر نوع نقد و بررسی و دعوا و ... اول کار را مفید می بینم.

نهال روزنامه نگاران در پاییز جوانه می زند

یادداشتی از فواد شمس 

خوشحالم که بعد از سال ها بسیاری از همکاران روزنامه نگار ما به این نتیجه رسیدند که دور هم جمع شویم و از حق و حقوق ابتدایی صنفی مان دفاع کنیم. واقعا این اقدام در همین گام اول جای خرسندی فراوانی دارد که بالاخره بخش بزرگی از دوستان ما به این نتیجه رسیدند که روزنامه نگاری هم نوعی شغل و کار است که نیاز دارد روابط کارگری و کارفرمایی اش روشن شود. واقعا ما روزنامه نگاران همچون کارگران دیگر از حقوق اولیه خود محروم بودیم. الان فرصتی فراهم شده است که یک تشکل کارگری با تمام کمبود ها و کاستی هایش برای خودمان داشته باشیم تا بتوانیم در درون آن با یکدیگر تمرین دموکراسی بکتنیم و حق و حقوق صنفی و معیشتی مان را استیفا کنیم.

2 بدون اغراق از نظر من وضعیت شغلی و معیشتی روزنامه نگاران جز پایین ترین اقشار مزدبگیر جامعه هستند. میانگین دریافتی روزنامه نگران دستمزدی قطعا کمتر از یک میلیون تومان در ماه برای اکثریت بزرگی از شاغلان در این صنف است. از طرف دیگر نه قراردادهای درستی بسته می شود نه خبری از بیمه و مزایا و سوابق کار است. از طرف دیگر انواع و اقسام مشکلات شغلی و معیشتی و خطرات کاری وجود دارد. به همین دلیل اتفاقا روزنامه نگاران جز آسیب پذیر ترین نیرو های کار در ایران هستند و نیاز فراوانی هست که از آنان حمایت شود. چه خوب است این حمایت به صورت دسته جمعی توسط خود این صنف با همکاری و همیاری خودشان باشد. این زیباترین شکل کاردموکراتیک برای رسیدن به حق و حقوق عینی و واقعی است. ازاین منظر حتی من سندیکاهای کارگری و اتحادیه های صنفی را تجلی گاه اصلی دموکراسی مردمی و واقعی می دانم. به دور از بازی های پوپولیستی و به دور از بازی های فرقه گرایانه! در یک سازو کار شفاف و درست و قوی می توانیم دموکراسی را تمرین کنیم. فکرش را بکنید تمام مردم ایران اقشار و اصناف مختلف همه و همه صنف های خوب خود و سندیکاهای خوب شان را داشته باشند، قطعا جاکمعه مدنی بسیار قوی خواهیم داشت.

3اما در مورد مشخص انجمن صنفی استان تهران که این روز ها بحث های داغی حول و حوش آن درگرفته است. زیاد وارد حواشی نمی شوم. تنها موضع خودم را شفاف می گویم. اصلی ترین انتقاد مطرح شده تا الان این است که هیئت موسس چرا این گونه انتخاب شده است؟ چرا این ترکیب را دارد؟مطمئنا هر جور دیگری هم انتخاب می شد باز عده ای از آن ایراد می گرفتند. اما بیایید این جوری به موضوع نگاه کنیم. بالاخره هر کدام از ما یک رفیقی یک آدم مطمئنی یک کسی که بدانیم برای این کار مفید است دراین هیئت می شناسیم. بیایید نقاط قوت هیئت را نگاه کنیم. به آنان اعتماد کنیم ،مطمئنا این افراد قوی آن ضعیف ترها را هم همراه می کنند. حالا موضع خودم را بگویم. من با بخش بزرگی از اعضای هیئت موسس دوست و همکار بودم. بخشی هم که اساتید ما هستند و کلیت اعضای هیئت موسس را در کل مثبت می بینم. چند نفری را نمی شناسنم و البته به چند نفر هم نقد دارم که چرا هستند؟ اما جنس نقدم فرق دارد. آنان افراد لایقی هستند. اما در بخش کارفرمایی لایقند. بهتر بود آنان بروند تشکل کارفرمایی تشکیل دهند چون آن طرف هستند نه این طرف. حتی این عزیزان خیلی با لفظ "کارگر" هم رابطه خوبی ندارند. سال ها است از نظر تئوریک به هر نوع کارگر و اندیشه کارگری و سندیکا و تشکل و این جور چیزها حمله کرده اند. احتمالا خودشان هم زیاد مایل نیستند به صفت کارگر شناخته شوند.

4اما خب برآیند کل هیئت موسس و هیئت اجرایی را مثبت و پیشبرنده ارزیابی می کنم .در نتیجه حمایت می کنم و امیدوارم آن ها هم نقد های این چند وقت و دغدغه های بچه های منتقد دیگر را هم شنیده باشند و راهکار هی خوبی برایش در نظر گرفته باشند. چون هدف همه ما تشکیل انجمن صنفی قوی است.

5 قطعا من دوست داشتم یک سندیکای کلاسیک مثل همه جای دنیا داشته باشیم. این ایده آل من بود. اما خب اینجا ایران است و با تمام سختی هایش همین انجمن صنفی استانی را هم باید با چنگ و دندان حفظ و حراست کرد. برای همین هر نوع نقد و بررسی و دعوا و ... اول کار را مفید می بینم. چون نشان از اهمیت کار دارد . کار هم چکش می خورد و می رود جلو.. فقط نباید ناامید و دلسرد شد. باید ایستاد و کار را پیش برد. تا جایی هم که من از تجربه فعالیت های کارگری قبلی یاد گرفتم، مهمترین رکن یک تشکل مجمع عمومی این است. یعنی همه تلاش می کنند آن خط و خطوطی که فکر می کنند به نفع مجموعه هست را در مجمع عمومی جلو ببرند. قطعا در هر کار گروهی گرایشات سیاسی و دسته بندی وجود دراد. خیلی هم خوب است همین فراکسیون بندی ها موجب رشد تشکل می شود. در تشکل های کارگری به دلیل سوابق تاریخی گرایشات تلاش می کنند خط و خطوط خود را به شکل دموکراتیک در مجمع عمومی جلو ببرند و به نفع صنف عمل کنند.

6 به نظرم با توجه به این تجربیات تاریخی بیاییم ما هم اندکی مسائل را حول خواسته ها و مطالبات و خط و خطوط مشخص تعیین کنیم تا دعواهایی که شائبه فردی بودن دارند. مثلا من قطعا با بخشی از دوستان روزنامه نگار خیلی اختلاف نظر دارم. احتمالا هم مثلا من گرایشم برای کار صنفی به شکلی است که بیشتر روی رای عمومی و حضور حداکثری همه اعضا و اینها تاکید می کنم شاید یک نفر دیگر گرایش سیاسی و نوع فعالیتش این جوری باشد که چانه زنی و لابی گری را مثبت تر بداند. هیچ اشکالی ندارد هر دوی ما در یک فضای دوستانه، دموکراتیک و شفاف رقابت می کنیم ببینیم کدام خط بیشتر طرفدار پیدا می کند.

7 من پیشنهاد مشخصم این است که همه بچه ها تلاش کنند همفکران و همراهان خودشان را پیدا کننند. هر چند نفر با هم جمعی شوند. مواردی که فکر می کنند در مجمع عمومی باید مطرح شود را مدون و مکتوب و قشنگ ارائه دهند. نظارت کنند بر کار هیئت موسس و هیئت اجرایی... در انتخابات شرکت جدی کنند و افراد لایق و قوی و تشکیلاتی شان را معرفی کنند. مطمئن باشید که اگر این مدلی خوب کار کنیم، بعد از چند سال در حد CGT فرانسه می شویم. یک تشکل قوی که دولت ها و قدرتمداران هم مجبور شوند حرفش را گوش کنند. فقط باید روی اصول کار کرد و خیلی به حواشی نپرداخت.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: