مردمانه : درباره تاریخ روزنامه نگاری در ایران گفته می شود
شامل دو دوره متفاوت است . دوره اول روزنامه ها فقط درباره شاهان و شخص اول ممکلت اخبار
منتشر می کردند و دوره دوم .. ! واقعیت این است که وقتی درباره دو دوره صحبت می شود
دوره اول مرتبط می شود با اخبار پادشان اما درباره دوم گفته نمی شود فرق کاربردی اش
با دوره اول چه بوده است .
خودمان را گول نزنیم . مردم خیری از دوره دوم هم ندیده اند
. نمی خواهیم همه زحماتی که کشیده شده را نادیده بگیریم و به همکاران خودمان برچسبی
بزنیم . اما نمی خواهیم تعارف هم داشته باشیم . دوره دوم هم اگر چه فقط درباره شاهان
نبوده است اما به جز معدودی از روزنامه ها و مجلات و جدیدا پایگاه های خبری ، اکثر
رسانه ها فایده ای برای مردم نداشته اند و اساساً جایگاه واقعی مردم در رسانه های هر
دو دوره تاریخچه روزنامه نگاری در ایران جایگاه با ارزشی نیست.
همین روزهای خودمان را ببینیم و خیلی درباره تاریخ صحبت نکنیم
. امروزمان قابل قضاوت است . انصافاً چند چهره کلیشه ای هستند که هر روز در سایت ها
و روزنامه ها مصاحبه می کنند ؟ چقدر درباره منافع ملت ایران حرف های عالمانه و واقعی
زده می شود ؟ یک روز داد فلان نماینده مجلس یا فحاشی اش بر علیه فلان وزیر تیتر روزنامه
ها می شود ، یک روز عکس فلان بازیگر در حال خوردن قهوه ، یک روز فلان وزیر سابق ، یک
روز فلان رئیس جمهور سابق ....
هر روز خدا صحبت از انتخابات است . انتخابات فعلی تمام نشده
گمانه زنی ها شروع می شود برای انتخابات بعدی . انتخابات مجلس تمام نشده گمانه زنی
می شود که فلانی ها نامزد ریاست اند و فلانی ها به فلانی رای می دهند. بعد از انتخابات
تیتر می زنند که فلانی که رای آورد حالا چه می کند و فلانی که رای نیاورد حالا چه می
کند ؟ فلان شهردار آیا قرار است برای بار N
ام نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود یا نه ؟ فلانی چرا به مجلس
عروسی دختر فلانی دعوت نشد ؟ فلانی چرا ختم بابای فلانی نرفت ؟
گویی در این مملکت هیچ کار بر زمین مانده ای نداریم و فقط تنها
مشکل مردم این است که چه گروهی قرار است رای بیاورد و بعد از رای آوردن گروه بعدی برای
انتخابات بعدی چه می کند . حتی اگر خود سیاسیون هم بخواهند خود را بعد از عمری بازنشسته
کنند ، رسانه ها عمرا نمی گذارند حضرات اصحاب قدرت دمی استراحت داشته باشند.
اصحاب قدرت هم که خدا پدر خالق رنگ مو را بیامرزد . هر روز
با ترکیب جدید رنگ مو در مقابل خبرنگاران حاضر می شوند و گویی باورشان شده هنوز همان
جوان 24 ساله سی و هفت سال پیش هستند و انگار نه انگار که دهه شصت و هفتاد زندگی را
در حال سپری کردن هستند . قصد کرده اند تا رسانه ها به آنها می پردازند ، خودشان هم
درباره همه موضوعات و همه مسائل کشور اظهار نظر کنند . یکی شهردار است درباره برجام
صحبت می کند ، آن یکی مقام دولتی درباره درختان قطع شده تهران . فلان مقام قانونا باید
درباره سیاست ساکت باشد دائم حرف می زند و فلان سخنگو که باید حرف بزند می گوید :
" فعلا قصد ندارم پاسخ دهم " . آن یکی دو دوره رئیس جمهور بوده و قاعدتا
باید برود دنبال استراحت و زندگی اش و دست از سر مردم بردارد ، دفتر تشکیل داده و بودجه
دارد و سفر استانی می رود . به رئیس جمهور آمریکا نامه می نویسد ، بعد رئیس جمهور نباید
کلا درباره طرف های مذاکره خارجی حرف بزند وگرنه می شود ساده لوح .
در چنین شرایطی که یک عمر است همه به نام " مردم
" هر کاری می کنند و جواب مردم را هم نمی دهند و مردم هم صرفا مظلومانه و بهت
زده نظاره گر هستند ، ما آمده ایم که رسانه مردم باشیم . آمده ایم صدای بی صدایان باشیم
و تصویر مردم را پخش کنیم .
به ما ربطی ندارد فلانی بعد از هشت دوره نمایندگی دیگر از نمایندگی
سیر شده و حالا هوس ریاست جمهوری کرده است ، ما فقط اینقدر می دانیم که حال مردم از
بعضی چهره های تکراری به هم می خورد . مردم خسته شده اند اینقدر بچه های سیاسی را روی
دوش شان بزرگ کردند و حالا برای خودشان ارباب شده اند . جوانان خسته شدند اینقدر همه
دم از جوان زدند ولی فقط جوان را برای نصب پوستر و دم انتخابات و پای هزینه ها خواسند
. مردم می پرسند این چه وضعی است ؟ جوانان دهه پنجاه و شصت پیر شدند و هنوز نوبتشان
نرسیده کاری کنند . حالا باز وضع آنها بهتر است . جوانان اواخر دهه شصت و اوایل هفتاد
که نه تنها باید قید پست و مقام را بزنند باید قید شغل و ازدواج را هم بزنند . باید
اینقدر بمانند خانه پدرانشان تا موهایشان عین دندان هایشان سفید شود .
ایران آب ندارد ، به مولا آب ندارد و دارد تمام می شود . تهران
روی گسل است و هر روز به جمعیتش اضافه می شود . همین تهران با همین گسل های وحشتناک
با همین جمعیت میلیونی روی دشتی زندگی می کنند که سالانه بیش از سی سانتی متر فرونشست
دارد . ریز گرد و خاک و آلودگی نفس خوزستانی و کرمانشاهی و ایلامی را بریده . سیستانی
و بلوچستانی بحران آب دو دهه دیگر ایران را همین الان دارد تجربه می کند و ... حالا
باز هم هی تیتر رسانه های ما دعوا هست و دعوا . هیچ کدامشان هم فکر نمی کنند حال مردم
از این همه دعوا به هم خورده است .
حالا ما آمده ایم . مردمانه آمده ایم . برای مردم آمده ایم
. به خودمان قول داده ایم سنگ کاخ دیگران را به دوش نکشیم . به شما هم قول می دهیم
آمده ایم کافه را به هم بریزیم . بله کافه را به هم می ریزیم . کافه همین رسانه های
بی هدف و همین سیاستمداران پرادعای چپ و راست . حرف هم برای گفتن داریم ، خیلی زیاد
. حرف های همین مردم . همین مردمی که استاد دانشگاه هستند و سواد دارند و تریبون هم
ندارند. همین مردمی که دانشجوی دکتری و ارشد هستند و جایی برای حرف زدن ندارند . همین
مردمی که خیلی از برخی مدیران دولتی و غیر دولتی ما با سواد ترند و با کلی ایده و خلاقیت
مانده اند پشت درهای بسته این چرخه لعنتی قدرت که اصلا نمی چرخد برای مردم عادی . همین
مردمی که خیلی از آنها از خیلی اعضای شوراهای شهر ما با سواد تر و با برنامه ترند
. خیلی از آنها از شهرداران پر ادعای ما شهردار ترند .خیلی از آنها از مدیران اقتصادی
ما مدیرترند . خیلی از آنها از خیلی از آدم های پر ادعا ، داناترند .
و البته می توانیم . هیچ کس دل شما مردم را خالی نکند که نمی
توانید و نمی توانند . بدون هیچ تردیدی ما می توانیم . البته حتما سرو صداهایی خواهد
شد و حرف هایی خواهند زد و ادعاهایی خواهند کرد ، اما به حول و قوه الهی ، به پشتوانه
دعای خیر مردم ایران ، به برکت قدرت و امنیتی که از خون شهدا گرفته ایم ، زیر سایه
نظام جمهوری اسلامی می توانیم .
پس ای ملت ایران ، ای مردم ایران ، ای زنان و مردان با سواد
در هر گوشه ایران از امروز ، شما تیتر ما هستید ، شما چهره های ما هستید ، شما رئیس
و وزیر و معاون و مدیر و سخنگوی ما هستید . از همین امروز شروع کنید به ارسال طرح و
برنامه و دیدگاه های خود . ما آمده ایم تا رسانه شما باشیم . منتظریم . یا علی