
مردمانه ـ باشگاه تحلیلگران : طی سال های گذشته فضای سیاسی کشور به شدت کودکانه ، لج بازانه ، خطرناک و ضد منافع ملی شده و رقابت های سیاسی در بسیاری از موارد فاقد ویژگی های اخلاقی و ارزشی است . به طوری که برخی گروه های سیاسی برای تخریب رقیب و ضعیف نشان دادن او بدترین آرزوها را برای ملت و کشور خود دارند.
در این بین تنها چیزی که در عمل اهمیت ندارد زندگی مردم عادی کشور است و تنها
چیزی که با اهمیت شده این است که سریع تر دوره رئیس جمهور فعلی به بدترین وجه ممکن
و با کلی شکست و نارضایتی عمومی به پایان برسد و نوبت آنان شود تا بر کرسی ریاست
دولت تکیه زنند . این هم نه منحصر به اصلاح طلبان است و نه اصولگرایان ، بلکه در
هر دو گروه سیاسیون نااصلاح طلب و بی اصول پیدا می شوند که صرفا اصلاح طلبی یا
اصولگرایی را نردبانی برای نیل به اهداف خود قرار داده اند .
تردیدی نیست برخی از فعالان سیاسی عمدتا تازه به دوران رسیده که طی یک دهه
گذشته به جرگه سیاسیون پیوسته اند ، آرزوی شکست دولت های مستقر را در همه زمینه ها
دارند . به عنوان مثال حتی این رزوها برخی سیاسیون لحظه شماری می کنند که ترامپ
واقعا همان حرف هایی که در انتخابات زده را انجام دهد و برجام را پاره کند و یا
تندترین رفتارهای ممکن را در قبال کشور و ملت ایران انجام دهد و وضعیت اقتصادی
کشور حسابی به هم بریزد ، بیکاری افزایش پیدا کند ، رکود تشدید شود ، زندگی مردم
از هم بپاشد تا آنان که قبلا در کسب رای مردم ناکام مانده یک نفس راحت بکشند و
بگویند حالا نوبت ماست .
برخی مخالفان دولت حسن روحانی دوست دارند کشور دچار همه جور بحران و مشکل شود
تا به مردم اثبات کنند " در سال 92 اشتباه کردید به نامزد ما رای ندادید
". قبلا و در زمان دولت های قبلی نیز چنین بود و حتی سیبل و طوفان و زلزله و
مرگ مردم هم ابزاری می شد برای زدن دولت ها .
واقعیت این است که از سال 84 به بعد سطح رقابت های سیاسی بسیار نازل و بعضا
غیراخلاقی شده است و بسیاری از شخصیت های سیاسی معمولی که حتی درباره "رجل
سیاسی " بودن آنان نیز واقعا تردید هست همه تلاش خود را می کنند تا هر طور
شده رئیس جمهور شوند.
این میل شدید و غیرطبیعی برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری را چیزی جز "شهوت"
نمی توان نامگذاری کرد .
برخی افراد حتی نوع لباس پوشیدن خود را تغییر می دهند ، رفتار خود با مردم
کوچه و خیابان و حتی کودکان سر چهارراه ها را تغییر می دهند ، از تمام امکانات مجموعه
های تحت مدیریت خود استفاده می کنند ، نیروهای سیاسی و حتی دانش آموخته های علوم
سیاسی را بر مصادر فرهنگی و اجتماعی می نشانند و با ماموریت هایی که به آنان می
دهند هر روز یک بازی جدید در شهر و کشور راه می اندازند تا رئیس جمهور شوند .
این افراد با راه اندازی رسانه های متعدد و حمله به دولت های مستقر ،چه
اصولگرا ، چه اصلاح طلب و چه اعتدال گرا سعی می کنند یک دو قطبی کاذب در کشور درست
کنند که هیچ چیز جز از میان رفتن منافع ملی ندارد .
واقعا به کجا رسیده ایم که از میان رفتن برجام ، تحقق آرزوهای نتانیاهو و
عربستان سعودی و از میان رفتن منافع ملت ایران برای عده ای تبدیل به آرزو شده است ؟
در تحلیل های کودکانه خود تاکید می کنند که چون ترامپ تندرو در آمریکا سر کار آمده
، این طرف هم باید یک آدم اصولگرای تندرو قرار گیرد که مقابل آنها بایستد . ای کاش
لااقل به همین تحلیل خود هم پایبند بودند و دنبال یک اصولگرای واقعی بودند ، اما
متاسفانه فکر می کنند با تغییر لباس و پوشش یک نفر می توانند او را اصولگرا جا
بزنند .
در فرهنگ لغت معین درباره معنی واژه شهوت آمده است : " میل شدید و
غیرطبیعی به چیزی" و در فرهنگ لغت عمد نوشته : " شهوت یعنی جنبش نفس در
طلب لذت و آنچه دوست دارد " و در لغتنامه دهخدا نوشته شده : " شهوت یعنی
: آرزو و میل و اشتیاق و خواهش و شوق نفس در حصول لذت و منفعت " .
بنابراین
شهوت صرفا برای مسائل جنسی کاربرد ندارد و این شهوت می تواند شهوت مادی و قدرت و
ریاست هم باشد و اتفاقا به نظر می رسد شهوت قدرت و ریاست بدتر از شهوت جنسی باشد
چرا که در این صورت یک جامعه و کشور آسیب جدی می بینند و زیان آن تنها به خود فرد
بر نمی گردد.
شاید
با همین تعریف بتوان درباره برخی فعالیت های سیاسی نیز از تعبیر رفتار " شهوت
آلود " استفاده کرد . چرا که دیگر از میل به خدمت به ملت ، کشور و نظام خبری
نیست و شاهد یک اشتیاق غیر طبیعی هستیم که
هیچ چیز جز کامیابی شهوت گران از قدرت و چشیدن طعم شیرین مال و قدرت دنیا این جنبش
نفس آنان را آرام نمی کند.
یک
فعال سیاسی واقعی حتی اگر دنبال قدرت هم باشد هر روز به یک رنگ در نمی آید . کسانی
که یک روز از برند هاشمی رفسنجانی الگو برداری می کنند و پس از جواب نگرفتن ، از
برند احمدی نژاد الگوبرداری می کنند ، قطعا نمی توان درباره رفتار آنان تعبیری جز
فعالیت سیاسی " شهوت آلود " به کار برد . این افراد نه اصولگرا هستند و
نه اصلاح طلب . نه انقلابی هستند و نه غیرانقلابی . حتی گاهی از کسانی تقلید می
کنند که همه می دانند از آنها متنفر هستند . هیچ کاری را از روی اعتقاد انجام نمی دهند
. اصل برایشان بالا رفتن است و نردبان مهم نیست . یک روز از نردبان مطالبات
اجتماعی طبقه متوسط اصلاح طلب بالا می روند و روزی مدعی جهاد خدمت رسانی می شوندو
روز دیگر هم جهاد ... . یک روز روی رنگ چشم مانور می دهند و پوسترهایشان با تمرکز
روی رنگ چشمشان منتشر می شود و روز دیگر
به کودکان بیچاره سر چهارراه هامتوسل می شوند و با آنها عکس یادگاری می گیرند. چرا
که چیزی جز میل به قدرت محرک آنها نیست و هر آنچه که بتواند آنان را به قدرت
برساند را امتحان می کنند.لذا اینها را نمی توان حتی فعال سیاسی نامید و در هیچ
کدام از جریان های اصیل انقلاب و نظام قرار داد . بلکه برند واقعی آنها نه اصلاح
طلبی است نه اصولگرایی ، نه خدمتگذاری است نه کارگزارانی ، بلکه صرفا شهوترانی
سیاسی است.
اینجاست
که انسان شهوتران و دور از اهداف الهی ، به پست ترین درجات خود نایل می شود و هیچ
کس و هیچ چیز جز قدرت و وصال به کرسی ریاست برایش اهمیت ندارد . کما اینکه قرن ها
پیش حضرت مولانا فرمود :
در حدیث آمـد که یزدان مجیــد
خلق عالم را ســه گونه آفریــد
یک گره را جمله عقل وعلم وجود
آن فرشته است او نداند جز سجود
یک گروه دیگر از دانش تهی
همچو حیوان از علف در فربهی
این سوم هست آدمی زاد وبشر
نیم او ز افرشته ونیمیش خر
نیم خـر خود مایل سفلی بـود
نیـم دیگر مایــل اعلی بــود
در
واقع آدمی که به جای فعالیت سیاسی رو به شهوت سیاسی آورده و در واقع اسیر دست نفس
اماره خود شده است ، اسیر نیم خر خود شده و رو به سفلی است .
بی
جهت نبود که امام راحل (ر،ه) تقریبا در همه دیدارهای خود با مسولان وقت کشور و در
بسیاری از سخنرانی ها همواره همه را توصیه می کرد به پرهیز از افتادن در دام هوای
نفس و جهاد اکبر با نفس اماره .
اساساً
کسی که در جهاد اکبر ناموفق است نمی تواند وارد هیچ جهاد دیگری شود و تنها از جهاد
می تواند به عنوان یک شعار تبلیغاتی استفاده کند ، اما چون مردم نفس عمل او را می
بینند و نیتش مشخص می شود این استفاده های ابزاری نیز هیچ سودی به حال اینگونه
افراد ندارد .
لذا اگر آدمی از طریق اعتدال خارج شود و در ننگ آن فرو افتد
دیگر برخاستن دشوار است:
ترک شهوت ها ولذت ها سخاست
هر که درشهوت فرو شد برنخاست
در واقع شهوت آدمی را کور وکر می سازد وبه تعبیر
مولانا در داستان کنیزک وخر خاتون، انسان شهوت زده، خری را چون یوسف زیبا می بیند:
میل شهوت کر کند دل را و کور
تا نماید خر چو یوسف، نار نور
زشت ها را خوب بنمایـد شره
نیست چون شهوت بتر ز آفات ره
صد هزاران نام خوش را کرد ننگ
صد هزاران زیرکان را کرد دنگ
چون خری را یوسف مصری نمود
یوسفی را چون نماید آن جهود؟
از
اینرو باید با هوشیاری بیشتر میان "کنش سیاسی" با " کنش شهوت آلود
" تفاوت قائل شد و اجازه نداد که شهوت ریاست و قدرت در برخی مدعیان خدمت ،
چنان بالا بگیرد که منافع یک ملت پیش پای تحلیل های آبکی تیم های سیاسی ذبح شود و
آدمیت و ارزش های انسانی و اسلامی را زیر سوال ببرند. همه باید مراقب باشند که
شکست خوردگان جهاد اکبر و اسیران شهوت ، نتوانند در کشوری که حاصل خون شهدای
بزرگوار است چنین با منافع ملت و ارزش های انقلاب اسلامی بازی کنند.
مقاله ونقطه نظرتون رو مطالعه کردم ،بسیار جذاب وتحقیقا درست است .
درمردمان کشوری که خرافه پرستی جزء زندگی روزمره شون هست این افراد هم نردبان این افکار استفاده میکنند ،وبه محض اینکه بالا رفتند نردبان را پائین میاندازند !!!شبخیر