
مردمانه ـ بهداد مهرباور : "دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور" . این جمله ای است که مقام معظم رهبری آن را در توضیح دلایل نهی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین ایران از نامزدی در این انتخابات مطرح کردند .
متاسفانه برغم استقبال اولیه و کلامی بسیاری از شخصیت های سیاسی ، با گذشت زمان عده ای از سیاسیون مجددا مشغول ساخت دو قطبی های جدید انتخاباتی شدند .
سازندگان دو قطبی که یک نامزد مشهور مدعی
اصولگرایی نزدیک هستند به صراحت در یادداشت ها و مصاحبه های خود عنوان می کنند که راز
موفقیت یک نامزد انتخاباتی داشتن دشمن است ! یعنی دوستان برندساز مدعی اصولگرایی
پا را از دو قطبی سازی هم فراتر گذاشته و رسما از لزوم دشمن سازی در عرصه انتخابات
سخن می گویند .
به عقیده این سیاسیون ، اساساً مهم نیست
که چه چیزی برای مردم منفعت دارد ، بلکه مهم این است که رقیب چه می گوید و چه می
کند ، هر حرف و اقدام رقیب اشتباه است و باید در حدی به آن تاخت که او دشمن شماره
یک مردم و کشور لقب بگیرد و نامزد مورد حمایت ما باید جوری به او بتازد که خودش را
بزرگ ترین دشمن رقیب جا بیندازد !
اینقدر باید در دشمنی تند و تیز باشیم که
هیچ کس نتواند از ما جلو بزند . تمام آنهایی که منتقد هستند باید در برابر تندی ما
خلع سلاح شوند . رسانه های ما باید به گونه ای تیتر بزنند که هیچ رسانه ای نتواند
از ما تندتر تیتر بزند ، نامزد ما باید به گونه ای به دولت حمله کند که هیچ کس از
او جلوتر نرود ، خلاصه باید پا را از مرز انتقاد جلوتر برد و وارد دایره دشمنی شد
. حالا همه منتقدان مجبور می شوند پشت ما سنگر بگیرند و مردم هم تنها آلترناتیو
رقیب را در نامزد ما جست و جو می کنند .
حالا الگوی این برندسازی از کجا آمده است
؟ اوباما ، ریگان ، مک دونالد ، اپل و ... واقعا این نوع برندسازی و کمپین
انتخاباتی که برخی دوستان مدعی اصولگرایی راه انداخته اند چه نسبتی با اخلاق و
اسلام و انقلاب و نظام ما دارد ؟ آیا اصولگرایی صرفاً یک واژه و نام است برای یک
جریان سیاسی ؟

واقعیت این است که این مدل برندسازی
انتخاباتی از یک نامزد چندین دوره ای انتخابات ریاست جمهوری هیچ ربطی به اصولگرایی
ندارد و چیزی نیست جز شهوت ریاست جمهوری و کسب قدرت . در این دوره از انتخابات
باید جریانات سیاسی خط قرمزهای خود را مشخص کنند و میان جریان سیاسی خود با شهوت
رانان سیاسی مرزبندی شفاف داشته باشند . فارغ از اینکه چه کسی رئیس جمهور می شود ،
باید ببنیم هر کس با چه نیت و ابزاری وارد عرصه شده است . اگر کسی با ابزارهای
آمریکایی و غیراخلاقی وارد عرصه شده باشد ، حتی اگر مدعی اصولگرایی هم باشد هیچ
ربطی به اصولگرایی و حتی اسلام ناب محمدی ندارد . این همان اسلام آمریکایی و شیعه
انگلیسی است که مصداق بارز "نفوذ" است .
فرقی نمی کند
مدعیان از کدام جریان باشند ، اما اگر کسی یک طرف انتخابات را آمریکایی و طرف دیگر
رقیب خود را مورد حمایت روسیه نشان دهد ، بزرگ ترین خیانت سیاسی در تاریخ پس از
انقلاب است . انقلابی که با شعار نه شرقی ، نه غربی پیروز شده بود و رهبران هوشمندی
داشته و دارد که 38 سال این شعار را دنبال کردند ، اکنون با یک عده شهوت ران سیاسی
روبرو است که زشت ترین اتهامات را به رقیب می زنند . قطعا در این میان تنها قربانی
،منافع ملی کشوری است که با خون پاک ده ها هزار شهید عزیز جزیره ثبات خاورمیانه
نام گرفته است و اکنون عرصه سیاستش به دست کسانی افتاده که هیچ چیز جز قدرت و ثروت
برای شان مهم نیست . اگر امروز جریانات سیاسی حساب خود را از این فتنه گری کثیف
جدا نکنند ، فردا دیر است و همه ما باید پاسخگوی خون های پاکی باشیم که این کشور و
انقلاب را به دست ما امانت داده اند .