کد خبر: ۴۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۷
این که آدمی با کدام چشم بر جهان می نگرد و وقایع این جهانی را بر کدام سبیل و به نیت کدام مراد تحلیل می کند، خود مساله مهمی است که فارغ از نتایج علمی، فواید و مضرّات عملی بسیار در جامعه به جا گذاشته و سنت های حسنه و سیئه ای را به فراخور حال خویش، بر پا می دارد.
حجت الاسلام محسن ذاکری*
باشگاه تحلیل گران مردمانه: چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید . این گزاره شاعرانه همشهری ما  سهراب سپهری ، به حق مایه ای فراتر از « شعر در مفهوم عامیانه » دارد و به سان گزاره ای معرفت شناسانه در اعماق جان اندیشه وران، فکر پسندان و خرد شناسان می نشیند.
این که آدمی با کدام چشم بر جهان می نگرد و وقایع این جهانی را بر کدام سبیل و به نیت کدام مراد تحلیل می کند، خود مساله مهمی است که فارغ از نتایج علمی، فواید و مضرّات عملی بسیار در جامعه به جا گذاشته و سنت های حسنه و سیئه ای را به فراخور حال خویش، بر پا می دارد.
آدمی در این جهان با وقایع ، حوادث و شدن هایی روبروست که صبغه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، هنری، فکری و... به خود می گیرند و اگر چه پیچیدگی دنیای کنونی به گونه ای است که هر امر حادث، جامع همه این صبغه هاست و دارای اثر در همه این عرصه هاست، اما به فراخوراولویت و اکثریت تاثیر، به صبغه ای نامیده و خوانده می شوند. پس یک سخن در امور حادث در جهان کنونی است که نیاز به فهم دارد و سخن دیگر این که به فراخور پیچیدگی های پیش آمده در دنیای مدرن، یک امر و واقعه هم چنان که می تواند آبشخورهای فکری، فرهنگی، سیاسی، هنری و ... داشته باشد در همه این امور نیز می تواند تاثیر نهد و تحلیل یک امر و واقعه تنها از یک منظر، شیوه ای است که دیرزمانی است آدمی رسوایی اش را به علم و اندیشه و تجربه دریافته و چه جاهلانه می نماید که در این روزگار مدعی در تحلیل وقایع گوید : من گلی دارم که عالم را گلستان می کند!
تحلیل های موجود و منتشر در جامعه از وقایع و تاریخ بیشتر رنگ و بوی سیاست دارد و این سیاست زدگی که در تار و پود جان ما دمیده است و نویسنده پیش تر و بیشتر با عنوان سیاست عقیم و فربه بر آن شوریده است، خود منشا فرهنگی داشته و به دست اهل سیاست این گره گشوده شدنی نیست.
در این نوشتار، نویسنده، فارغ از سیاست و شوریده بر سیاست زدگی، تنها طریقت اندیشه را در پیش می گیرد، چرا که اندیشه و فکر تقدم رتبی و عملی بر دیگر عرصه ها داشته و هر چه اجرش را نداده اند و او را به گوشه ای کشانده و رنجانده اند کافی است و با این همه روشن می گردد که چرا بررسی شیوه تحلیل وقایع و پدیده ها از منظر اندیشه، ضروری تر می نماید. البته نویسنده مدعی ارائه یک حصر عقلی نیست و بی شک جوانب و ملحقات بسیاری در این موضوع قابل بررسی است که امید است اندیشمندان بدان بپردازند و اکثر از بضاعت این نویسنده ارائه دهند.
در یک نگاه کلان، تاریخ را که توالی حوادث و وقایع است هم می توان تحلیل توطئه نگرانه کرد هم تحلیل مساله نگرانه. تحلیل توطئه نگرانه ، مدعی در پی آن است تا مدام از دست های پنهان، مافیا، پشت پرده، درهای بسته، آسمان ابری، پلیدی چهره های پنهان و ... بگوید و جالب آن که درست در همان جا که مچ او را می گیریم و ادله منطقی از او طلب می کنیم و شواهد و تفسیرهای ناکافی او را نقد می زنیم، تکیه او بر این عوامل ناپیدا بیشتر شده و اگر کمی بیشتر اصرار کنیم ما نیز در تفسیر و قرائت تحلیل گر توطئه نگر، عضوی از فراماسونری، مافیا، دست های پنهان و ... می شویم!
وجود نگاه توطئه نگر، البته تذکاری برای صاحبان خرد دارد و آن این که از شیطنت ها و خرابکاری های نابکاران نباید غافل ماند، اما این کجا و یکسره تاریخ را به دست آنان سپردن و خود را در برابر آنان دست بسته دیدن و آنان را چو لشگر جنیان ترسیم کردن و خوف در جان آدمیان افکندن و آدمی را در وسواس مقابله با این دست های نامرئی به توهم و توحش افکندن کجا ؟!
خردمند به فراخور مکانت اندیشه در می یابد که حتی خرابکاری، جاسوسی و دست های پنهان در زمانه ای اثر می کند که پای درون لنگ باشد و چونان عصای سلیمان گردد که به کوشش موریانه ای چند، سلیمانی را با آن همه شکوه و جبروت بر زمین می افکند. آیا اگر سلیمان زنده بود، باز چند موریانه می توانستند بر او غالب گردند ؟! بی شک خیر، سلیمان نبی از جان تهی شده بود که موریانه ها او را نقش بر زمین کردند.
اندیشمندان ترجیح می دهند تاریخ را با دیدی مساله نگر تحلیل نمایند و در پی کشف مساله های تاریخی باشند. مسائلی که چون گرهی ناگشودنی ظاهر شده و جماعتی را در مهلکه انداخته اند. آنان حتی اگر می بینند در برهه ای از تاریخ توطئه ها فزونی می یابد در پی آن هستند که مساله و معظله اصلی چه بوده که توطئه گران را فعال و توطئه آنان را موثر کرده است! فی المثل وقتی بازه زمانی مواجهه جدید ایران با غرب را در دو سده پیش در نظر می گیریم، عده ای مدام از توطئه ها می گویند اما عده ای دیگر به جای آن که مدام انگشت بر موریانه ها بنهند و موریانه کشی را ترویج و تبلیغ کنند، انگشت بر « جان از تن به در شده سلیمان » که در مثال ما روح و جان تمدن اسلامی است می نهند و با خود می گویند : چه شد که مردمانی که سده ها بر فراز علم و تمدن بشری بودند چنین بی جان شدند که توطئه موریانه ای چند، می تواند آن پیکر بزرگ را بر زمین افکند و آن صدمات و لطمات و هلکات را پدید آورد؟!
این تمثیل به خوبی در بیان این مطلب تواناست؛ تحلیل گران توطئه نگر همان موریانه بینان هستند و تحلیل گران مساله نگر همان ناظران به جان از تن به در شده سلیمان نبی (ع).
تامل و دقت نویسنده در گونه های تحلیل تاریخ و وقایع روز، همه نشان از آن دارد که همچنان در دوران موریانه بینی به سر می بریم. موریانه بینی اکنون برای خود حمله و عمله بسیار یافته و در گوشه و کنار، شاخ و برگ بسیار رویانده است.
واقعه مورد تحلیل، واقعه واحدی است، چه موریانه بینان و چه سلیمان بینان همه می دانند که سلیمانی بر زمین می افتد اما اختلاف بر سر چگونگی این حادثه است. تحلیل های توطئه نگرانه از تاریخ و وقایع، تحلیل هایی سطحی، ظاهری و دل خوش کنکی است که ما را از شناخت مساله های حقیقی دور می دارد و بی شک وقتی آدمی در برهوت راحت طلبی تحلیلی می افتد و وهم سطحی گرایانه چون موریانه جانش را می خورد، گوئیا پیله ای بر خود می تند که پایانش پروانگی نیست بلکه مرگ است و نیستی !
تحلیل مساله نگرانه اگر چه همواره بوده و هست و اندیشمندانی با نگاه های متفاوت بدان پای بند بوده  و هستند، اما همچنان نتوانسته سکه غالب روزگار شود و تا این مهم رخ ندهد و آن ماه رخ ننمایاند، گره ناگشوده اخیر همچنان ناگشوده خواهد ماند و در فهم ما برکتی نخواهد افتاد و علی رغم ادعاها و سوداهای بلند پروازانه، بخت ما به خوشی باز نخواهد شد و سردرگمی و گیجی ما پایان نخواهد یافت.
وقایعی چون مشروطه و انقلاب اسلامی ایران با همه ملحقاتشان نشان می دهند که آن پیکر بر زمین افتاده ، عزم بلند شدن دارد، اما به گمان نویسنده اگر می خواهد پایش نلرزد و در میانه راه خم نگردد، می بایست « عزم بزم فهم برتر » کند و از پیله تحلیل توطئه نگرانه بیرون شده و چون پروانه بر فراز تاریخ و وقایع روز بپرد و منزلت هر امر را در خور خود دهد.
آری این گونه است که چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
*محقق دینی و مدیر عامل موسسه اندیشمندان ولایت پیشه

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: