کد خبر: ۴۸۰
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۲
آسیب شناسی عملکرد تیم سیاسی قالیباف :
مگر می شود یک نفر که شهردار تهران است در مجموعه های رسانه ای خودش بارها به افراد مختلف حمله کند ، هر هفته تیمش جلسه بگذارد که با فلان گروه سیاسی چگونه برخورد کند و کدام رسانه کدام تیتر را بزند و همواره با دولت های مستقر مشکل داشته باشد اما انتظار داشته باشد همه فقط از او تعریف و تمجید کنند ؟

باشگاه تحلیلگران مردمانه : محمدباقر قالیباف بی تردید یکی از چهره های سیاسی و اجرایی سال های اخیر است که خیلی دیر وارد دنیای سیاست شد و خیلی زود هم سوخت . عمر سیاسی وی را می توان کمتر از دوازده سال دانست ، عمری که برای فعالیت های سیاسی یک سیاستمدار بسیار اندک است . اما چرا قالیبافی که با سودای ریاست جمهوری لباس سبز نظامی از تن به در کرده و با لباس سفید راهی ستاد انتخاباتی اش شده بود ، حتی به  اردیبهشت 96 هم نرسید تا دوازده سالگی حضور سیاسی اش را با اعوان و انصارش جشن بگیرد .

به نظر می رسد محمد باقر قالیباف و فعالیت سیاسی او و تیمش این ظرفیت را داشته باشد که در سال های آینده به عنوان یک کیس مطالعاتی مورد توجه مراکز پژوهشی و مطالعاتی قرار گیرد و به عنوان یک نمونه و یک درس عبرت ، در دانشگاه های کشور تدریس شود .

واقعیت این است که قالیباف یک ضعف عمده داشت . او هیچ گاه قبل از ورود به سیاست در جایگاهی نبود که بتواند برای خودش ،گروه و نیروی انسانی پرورش دهد و لذا همواره از ضعف داشتن نیروی انسانی قوی و خردمند به شدت آسیب می دید .

ورود قالیباف به عرصه سیاست و انتخابات یک ورود طوفانی همراه با هزینه های کلان مادی بود ، طبیعتا پول دار بودن یک ستاد انتخاباتی جاذبه زیادی دارد برای کسانی که مایل هستند در حوزه سیاست سریع تر به اهداف مادی خود برسند ، بنابراین برخی از افراد پول دوست در همان ابتدای کار جذب تیم سیاسی وی شدند . حتی اگر این افراد هم جذب تیم قالیباف نمی شدند ، وی گفتمان و برنامه ای نداشت که بتواند نخبگان را جذب کند. اینکه یک نفر در دوران فرماندهی ناجا بنز وارد کشور کرده یا پلیس 110 را راه اندازی کرده است ، دلیل کافی برای نخبگان نیست که جذب تیم وی بشوند .

بنابراین می توان گفت اساس پایه گذاری تیم سیاسی و انتخاباتی قالیباف ، فکری و گفتمانی نبود بلکه بیشتر جاذبه های مادی بود . بویژه که قالیباف پس از شکست در انتخابات به عنوان شهردار تهران انتخاب شد ، آنهم پس از رئیس جمهور شدن شهردار قبلی که حسابی از موقعیت شهرداری تهران برای رئیس جمهور شدن خودش مایه گذاشته بود . پس طبیعی بود که چنین تیمی وقتی وارد شهرداری تهران می شود به هدفی جز رئیس جمهور شدن رئیس تیم فکر نکند .

چنین وضعیتی در تیم سیاسی و رسانه ای قالیباف سبب شد که تمام یازده سال و اندی فعالیت سیاسی قالیباف ، وی همواره پای ثابت نامزدی انتخابات ریاست جمهوری بوده است . بر خلاف ادعای شهردار تهران که مخالفانش را به راه اندازی کمپین سیاسی علیه خود متهم می کند ، این تیم قالیباف بود که همواره در فکر راه اندازی کمپین های انتخاباتی بوده است . در بسیاری از این سال ها قالیباف با عناوین مختلف همچون جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی و برخی موسسات فرهنگی و حتی هنری در تمام استان های کشور دفتر و تشکیلات داشته است . بزرگ ترین امپراطوری رسانه ای کشور از قالیباف بوده است و باز با این حال روزنامه هایی چون تهران امروز و بعد صبح نو و چندین سایت خبری ،نزدیک به تیم سیاسی قالیباف بوده اند و اهداف سیاسی و انتخاباتی وی را دنبال کرده اند .

مگر می شود یک نفر که شهردار تهران است در مجموعه های رسانه ای خودش بارها به افراد مختلف حمله کند ، هر هفته تیمش جلسه بگذارد که با فلان گروه سیاسی چگونه برخورد کند و کدام رسانه کدام تیتر را بزند و همواره با دولت های مستقر مشکل داشته باشد اما انتظار داشته باشد همه فقط از او تعریف و تمجید کنند ؟

حسین قربانزاده مدیرمسول روزنامه همشهری و دبیرکل حزب پیشرفت و عدالت که نزدیک به قالیباف است بارها اعلام کرده " بنده مدل مدیریتی آقای قالیباف را برای اداره کشور مناسب می دانم "  و همواره این تشکیلات همت خود را مصروف حمایت از ریاست جمهوری شهردار تهران کرده است .

در چنین شرایطی آیا رقبا و احزاب و گروه هایی که از رفتارهای انتخاباتی حامیان شهردار بعضا ضربه هم می خورند آیا باید فقط شهردار را نوازش کنند ؟ مگر می شود مدیرمسول روزنامه همشهری دائم تبلیغ ریاست جمهوری رئیسش را بکند و منتقدان نقد او را نکنند ؟

جدای از عملکرد تیم سیاسی و رسانه ای قالیباف ، یک مسئله واقعی اینجا وجود دارد که همه سیاسیون باید به دقت آن را مورد توجه قرار دهند . فرض کنیم قالیباف رئیس جمهور نباشد ، شهردار تهران هم نباشد ، خب طبیعی است که در معیشت شخصی خود مشکلی نخواهد داشت . اما بسیاری از افرادی که عضو تیم رسانه ای و سیاسی قالیباف هستند پس از پایان شهرداری او بیکار خواهند شد و بعضا در امرار معاش خود دچار مشکل می شوند . پس چرا تلاش نکنند که هر جور شده قالیباف وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شود؟  سنگ مفت ، گنجشک هم مفت ! یا قالیباف رئیس جمهور می شود و اینها خیالشان از بابت معیشتشان راحت می شود و یا نمی شود که باز هم بدتر از قبل نمی شود . اینها که قرار است بیکار شوند چه با انتخابات چه بی انتخابات !

به نظر می رسد بخش عمده ای از به هم ریختگی های سیاسی ، بی نظمی ها و بی اخلاقی های سیاسی در کشور ما ناشی از همین نکته است . لزوما خود چهره های سیاسی مشهور آدم های بدی نیستند ، اتفاقا شاید خیلی هم بتوانند به کشور خدمت کنند ، اما از نداشتن یک تیم قوی رنج می برند و این تیم های ضعیف اطراف آنها نیز از آینده معیشت خود احساس خطر می کنند . اینچنین است که همه سال ها ، ماه ها ، هفته ها و روزهای ما بحث داغ ، انتخابات ریاست جمهوری است . چون منافع و زندگی عده ای کلا به این انتخابات و نتیجه آن گره خورده است. اما متاسفانه برخی افراد با سابقه نظام هنوز به این مهم پی نبرده اند و همچنان فریب تحلیل های آبکی و چاپلوسانه و متملقانه اطرافیان را می خورند . این افراد هم خود را می سوزانند و هم فرصت های کشور را .

در واقع شاید بهتر باشد به جای مطالعه عملکرد خود چهره های سیاسی ، جنبش فرومایگان گنجشک مغزی را مطالعه کنیم که بعضا در اطراف بسیاری از چهره های سیاسی جمع می شوند ، تئوری ها و تحلیل های آبکی ارائه می دهند و فرد مورد نظر را ( که عمدتا ثروتمند هستند ) می چاپند و در کنار عملکرد این چغوک ها ( گنجشک بیچاره به زبان مشهدی ) بسیاری از فرصت های کشور از بین می رود . 

برچسب ها: قالیباف ، چغوک ، انتخابات
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: