
باشگاه تحلیلگران مردمانه : محمدباقر قالیباف بی تردید یکی از چهره های سیاسی و
اجرایی سال های اخیر است که خیلی دیر وارد دنیای سیاست شد و خیلی زود هم سوخت .
عمر سیاسی وی را می توان کمتر از دوازده سال دانست ، عمری که برای فعالیت های
سیاسی یک سیاستمدار بسیار اندک است . اما چرا قالیبافی که با سودای ریاست
جمهوری لباس سبز نظامی از تن به در کرده و با لباس سفید راهی ستاد انتخاباتی
اش شده بود ، حتی به اردیبهشت 96 هم نرسید
تا دوازده سالگی حضور سیاسی اش را با اعوان و انصارش جشن بگیرد .
به نظر می رسد محمد باقر قالیباف و فعالیت سیاسی او و تیمش این ظرفیت را داشته
باشد که در سال های آینده به عنوان یک کیس مطالعاتی مورد توجه مراکز پژوهشی و
مطالعاتی قرار گیرد و به عنوان یک نمونه و یک درس عبرت ، در دانشگاه های کشور
تدریس شود .
واقعیت این است که قالیباف یک ضعف عمده داشت . او هیچ گاه قبل از ورود به
سیاست در جایگاهی نبود که بتواند برای خودش ،گروه و نیروی انسانی پرورش دهد و لذا
همواره از ضعف داشتن نیروی انسانی قوی و خردمند به شدت آسیب می دید .
ورود قالیباف به عرصه سیاست و انتخابات یک ورود طوفانی همراه با هزینه های
کلان مادی بود ، طبیعتا پول دار بودن یک ستاد انتخاباتی جاذبه زیادی دارد برای
کسانی که مایل هستند در حوزه سیاست سریع تر به اهداف مادی خود برسند ، بنابراین
برخی از افراد پول دوست در همان ابتدای کار جذب تیم سیاسی وی شدند . حتی اگر این
افراد هم جذب تیم قالیباف نمی شدند ، وی گفتمان و برنامه ای نداشت که بتواند
نخبگان را جذب کند. اینکه یک نفر در دوران فرماندهی ناجا بنز وارد کشور کرده یا
پلیس 110 را راه اندازی کرده است ، دلیل کافی برای نخبگان نیست که جذب تیم وی
بشوند .
بنابراین می توان گفت اساس پایه گذاری تیم سیاسی و انتخاباتی قالیباف ، فکری و
گفتمانی نبود بلکه بیشتر جاذبه های مادی بود . بویژه که قالیباف پس از شکست در
انتخابات به عنوان شهردار تهران انتخاب شد ، آنهم پس از رئیس جمهور شدن شهردار
قبلی که حسابی از موقعیت شهرداری تهران برای رئیس جمهور شدن خودش مایه گذاشته بود
. پس طبیعی بود که چنین تیمی وقتی وارد شهرداری تهران می شود به هدفی جز رئیس
جمهور شدن رئیس تیم فکر نکند .
چنین وضعیتی در تیم سیاسی و رسانه ای قالیباف سبب شد که تمام یازده سال و اندی
فعالیت سیاسی قالیباف ، وی همواره پای ثابت نامزدی انتخابات ریاست جمهوری بوده است
. بر خلاف ادعای شهردار تهران که مخالفانش را به راه اندازی کمپین سیاسی علیه خود
متهم می کند ، این تیم قالیباف بود که همواره در فکر راه اندازی کمپین های
انتخاباتی بوده است . در بسیاری از این سال ها قالیباف با عناوین مختلف همچون
جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی و برخی موسسات فرهنگی و حتی هنری در تمام استان
های کشور دفتر و تشکیلات داشته است . بزرگ ترین امپراطوری رسانه ای کشور از
قالیباف بوده است و باز با این حال روزنامه هایی چون تهران امروز و بعد صبح نو و
چندین سایت خبری ،نزدیک به تیم سیاسی قالیباف بوده اند و اهداف سیاسی و انتخاباتی
وی را دنبال کرده اند .
مگر می شود یک نفر که شهردار تهران است در مجموعه های رسانه ای خودش بارها به
افراد مختلف حمله کند ، هر هفته تیمش جلسه بگذارد که با فلان گروه سیاسی چگونه
برخورد کند و کدام رسانه کدام تیتر را بزند و همواره با دولت های مستقر مشکل داشته
باشد اما انتظار داشته باشد همه فقط از او تعریف و تمجید کنند ؟
حسین قربانزاده مدیرمسول روزنامه همشهری و دبیرکل حزب پیشرفت و عدالت که نزدیک
به قالیباف است بارها اعلام کرده " بنده مدل مدیریتی آقای قالیباف را برای
اداره کشور مناسب می دانم " و همواره
این تشکیلات همت خود را مصروف حمایت از ریاست جمهوری شهردار تهران کرده است .
در چنین شرایطی آیا رقبا و احزاب و گروه هایی که از رفتارهای انتخاباتی حامیان
شهردار بعضا ضربه هم می خورند آیا باید فقط شهردار را نوازش کنند ؟ مگر می شود
مدیرمسول روزنامه همشهری دائم تبلیغ ریاست جمهوری رئیسش را بکند و منتقدان نقد او
را نکنند ؟
جدای از عملکرد تیم سیاسی و رسانه ای قالیباف ، یک مسئله واقعی اینجا وجود
دارد که همه سیاسیون باید به دقت آن را مورد توجه قرار دهند . فرض کنیم قالیباف
رئیس جمهور نباشد ، شهردار تهران هم نباشد ، خب طبیعی است که در معیشت شخصی خود
مشکلی نخواهد داشت . اما بسیاری از افرادی که عضو تیم رسانه ای و سیاسی قالیباف
هستند پس از پایان شهرداری او بیکار خواهند شد و بعضا در امرار معاش خود دچار مشکل
می شوند . پس چرا تلاش نکنند که هر جور شده قالیباف وارد کارزار انتخابات ریاست
جمهوری شود؟ سنگ مفت ، گنجشک هم مفت ! یا
قالیباف رئیس جمهور می شود و اینها خیالشان از بابت معیشتشان راحت می شود و یا نمی
شود که باز هم بدتر از قبل نمی شود . اینها که قرار است بیکار شوند چه با انتخابات
چه بی انتخابات !
به نظر می رسد بخش عمده ای از به هم ریختگی های سیاسی ، بی نظمی ها و بی
اخلاقی های سیاسی در کشور ما ناشی از همین نکته است . لزوما خود چهره های سیاسی
مشهور آدم های بدی نیستند ، اتفاقا شاید خیلی هم بتوانند به کشور خدمت کنند ، اما
از نداشتن یک تیم قوی رنج می برند و این تیم های ضعیف اطراف آنها نیز از آینده
معیشت خود احساس خطر می کنند . اینچنین است که همه سال ها ، ماه ها ، هفته ها و
روزهای ما بحث داغ ، انتخابات ریاست جمهوری است . چون منافع و زندگی عده ای کلا به
این انتخابات و نتیجه آن گره خورده است. اما متاسفانه برخی افراد با سابقه نظام
هنوز به این مهم پی نبرده اند و همچنان فریب تحلیل های آبکی و چاپلوسانه و
متملقانه اطرافیان را می خورند . این افراد هم خود را می سوزانند و هم فرصت های
کشور را .
در واقع شاید بهتر باشد به جای مطالعه عملکرد خود چهره های سیاسی ، جنبش
فرومایگان گنجشک مغزی را مطالعه کنیم که بعضا در اطراف بسیاری از چهره های سیاسی
جمع می شوند ، تئوری ها و تحلیل های آبکی ارائه می دهند و فرد مورد نظر را ( که عمدتا
ثروتمند هستند ) می چاپند و در کنار عملکرد این چغوک ها ( گنجشک بیچاره به زبان
مشهدی ) بسیاری از فرصت های کشور از بین می رود .